امروز لبم باد کرده بود مامانم به بابام گفت منو اذیت کرده لبش باد کرده
من : 
بابام به مامانم : تو کیو اذیت کردی دماغت انقد شده ؟
من و بابام :
))))))
مامانم به بابام : تو کیو اذیت کردی قدت کوتاه شده ؟
من و مامانم :
)))))
شستن همدیگرو پهن کردن رو طناب
می خواستم بگم همچین بنیان سستی داره خوانوادمون
فک و فامیله داریم؟
.
.
.
یه پسرخاله دارم به باباش میگه پدر ، به مامانشم مادر ، میریم خونشون انگار داریم فیلم هندی می بینیم 
فک و فامیله داریم ؟
.
.
.
با بابام تو تاکسی داشتیم میرفتیم یهو بابام دستشو کرد تو جیبش ما هم او مدیم تریپ ور داریم گفتیم ” بزار من حساب میکنم ” بابام گفت : کی خواست پول بده موبایلم زنگ خورده . . .
اخرشم خودم حساب کردم ! 
فک و فامیله داریم ؟
.
.
.
یعنی ما اگه تو یه خونه با ۱۰ تا اتاق هم باشیم این ۴ تا اعضای خونواده ی ما یه طوری خودشون رو تو خونه پخش میکنن که توی هیچ نقطه ای از خونه نمیشه تنها باشی !!
یعنی بارسلونا هم این طوری از فضاهای خالی زمین استفاده نمی کنه !!
فک و فامیله داریم؟
.
.
.
دختر دایی ۱ سالو نیمه ام رفته در فریزرمون رو تا آخر باز کرده !
بهش میگم آخه فضول تو با یخچال چیکار داری ؟!
میگه : یخچال نیست فریزره !
کلا دیگه لال شدم !
فک و فامیله داریم ؟.
.
.
چند شب پشت سرهم پسر عمه م کرمش گرفته بود ساعت ۳ و نیم شب زنگ میزد به گوشیم بیدارم میکرد .
لامصب تا اعلام نمی کردم بیدار شدم بی خیال نمی شد .
سر پنجمین شب دایورت کردم رو تلفن خونه شون زنگ زده همه از خواب پریدن،
باباش شمار شو دیده قاطی کرده کلی داد و بیداد کرده سرش گوشیشم از پنجره پرت کرده تو کوچه
فک و فامیله داریم ؟
.
.
.
داشتم از جلوی دستشویی رد می شدم ، یه دفعه دیدم بابام داره با مسواک من مسواک می زنه !
وایسادم به جیغ و هوار و دعوا .
بابام گفت: خوب حواسم نبود !
بعد که داشت از دستشویی بیرون می رفت ، برگشت گفت : حالا نری تلافی کنی با مسواک من مسواک بزنی ها !!
فک و فامیله داریم ؟
.
.
.
پسرخالم رفته بوده خواستگاری ، توی صحبت دو نفره ، دختره : راستش من قصد ازدواج ندارم !
پسرخالم : منم اومده بودم خونه تون میوه بخورم برم �ک و فامیله داریم ؟
.
.
.
به بابام میگم میخوام برم سمت گیاهخواری ! نظرت چیه ؟!
بابام : آفرین پسرم خیلی هم خوبه مگه تو چیت از بـُز کمتره !
فک و فامیله داریم ؟
.
.
.
.
.
مامانم اومده میگه سرویس بهداشتی رو الان جرم گیری کردم و برقش انداختم، ببینم یه نفر رفته دسشویی قلم پاشو میشکنم!
فک و فامیله داریم ؟
.
.
.
سره سفره نشستم دارم با اشتها غذامو کوفت میکنم !
مامانم: اه اه اه ! کمتر بخور خوب ا! شیکمت تا وسط سفره اومده ! چاق شدی ! از ریخت و قیافه افتادی ! داری میترکی ! شیکمو ! خیکی ! خپل ! چاقالو!
مامانم چنان فاز منفی داد از فرداش به مدت سه ماه با رنج و مشقت فراوان رژیم گرفتم ، شام نخوردم ، هزار نوع قرص خوردم ، ورزش کردم دهنم صاف شد وزن کم کردم !
امشب سره سفره در حالی که دارم یه سالاد همراه با ماست کم چرب زهره مار میکنم مامانم یه زره نگام کرده میگه :
- ایمااااااااان! خوب یه لقمه غذا بخور نمیمیری که ! نگاه کن ! چقد لاغر شدی ! ضعیف شدی ! صورتت استخونی شده ! از ریخت و قیافه افتادی !
عین این معتادا لاغر مردنی شدنی ! دقیقا مثل این عملیا ! قرصی ! آمپولی ! نی قلیون ! نشکنی ؟!! اه اه اه اه !
فک و فامیله داریم ؟
مطمئنم خیلی خندید قربون دستتون رو عکس زیر هم یه کلیک کنید

زدید رو عکس یه صفحه باز میشه
اونجا [vote] رو بزن
نظرات شما عزیزان:
+ نوشته شده در پنج شنبه 30 آذر 1391برچسب:
,
ساعت 10:39 توسط MoBiN
|